
گروه مد و لباس هنرانلاین/ به طور حتم صنعت پوشاک ایران یکی از همان قصههایی است که سر دراز دارد اما چرا با وجود فریادهای مسئولین و آگاهی مردم، این بخش همچنان در یک دایره دور میزند، سوالی است که پاسخهای منطقی و غیرمنطقی بسیاری دارد.
نگاه بهتر به جنس خارجی
خیابانها اسفند ماه پر از فروشگاههایی است که میزبان حجم عظیمی از خریداران است. خریدارانی که اغلب خانم هستند و خوشپوشی برایشان حرف نخست را میزند. در این میانه اگر از فروشنده بپرسید که چرا قیمتها اینقدر بالا هستند یک جواب ثابت میشنوید و آن هم اینکه اجناس ترک هستند و وارداتی!!!
خندهدار است اگر فکر کنیم کسی به ترک نبودن جنسها شک میکند و از اینکه محصولی غیر ایرانی خریداری میکند، ناراضی است بلکه بالعکس انگار جنس خارجی یعنی کیفیت برتر و کلاس بیشتر!
اینجای قصه جایی است که تولیدکنندگان داخلی با گریه و زاری تعریف میکنند و میگویند برای رضایت مشتریان عزیز مجبورند لیبل و مارکهای خارجی را وارد بازار کنند تا بلکه دل مشتریان خود را به دست بیاورند!!!
مدلهای زمینی، خریداران ماهوارهای
خریداران خوشحال؛ اما ماجراهای مختلفی در عرصه وجود دارند. برخی از خریداران عملا مدلهای خارجی را میپسندند چون بر تن فلان بازیگر ماهوارهای دیدهاند و خلاصه شخصیت داستان هزاران هزار دوستدار دارد. اما برخی دیگر معتقدند جنسهای داخلی کیفیت ندارند و دو روزهاند. البته تا حدود زیادی این نظر نیز درست است اما انگار این عده غافل از این هستند که جنسهای چینی هم یک روزه هستند!!!
واردکنندگان اما در این بازار پر آشوب کمتر دیده میشوند. برخی از این افراد معتقدند که وارد کردن اجناس باعث تکان خوردن تولیدکنندگان داخلی و ایجاد رقابت میشود. اصلا چه معنی دارد که بازار پوشاک را هم مانند خودرو محصور کنیم و مجبور شویم بی کیفیتترین کالاها را به بهانه تولید ملی مصرف کنیم. اما گویا واردکنندگان عزیز علی رغم انگیزههای فرهنگی و ملی قوی که دارند سود بسیار بالایی را همراه با کیفیتهای نازل وارد کشور میکنند که جواب آن هم نبود نساجی داخلی است!!!
نساجیها اما قسمت جالب ماجرا هستند. گذشته از چند کارخانهای که طی دهه اخیر به دلایل مختلف بسته شدند ظاهرا سایر نساجیها کار و بار خوب و سکهای دارند. اما نگاه مردم به این بخش متفاوت است تا جایی که این روزها همه جا میشنویم: نساجی ایران مرده است. رئیس انجمن نساجی و کارخانه داران اما میگویند روزانه 50 میلیون متر مربع تولید دارند. تولیداتی که به جای استفاده در بدنه لباس کشور صرف اجناس بیخود و بیجهت میشود و بازار را به دست چین و کره سپرده است!!!
هنرمند و فرهنگ در پستو
تازه به اینجای ماجرا که میرسیم مسئولین به طراحان نگاه میکنند و از آنها میخواهند فرهنگ ملی پوشش را حفظ کنند. طراحان اما معتقدند که تولیدکنندگان طرحهایشان را درک نمیکنند و مدام از کارها کپی برداری میکنند. به همین خاطر این افراد هم به مزونهای شخصی خود پناه میبرند و طرحهایشان را با قیمتهای چند برابری به خریداران خاصی که اقشار پردرآمد جامعه هستند میفروشند!!!
تولیدکنندهها اصلا معتقد نیستند که در حق طراحان اجحاف شده بلکه اصل ماجرا این است که بسیاری از فارغ التحصیلان این رشته بازار را نمیشناسند. این عده معتقدند که طراحان بازار را نمیشناسند اما میخواهند به یکباره تولیدات کشور را تکان دهند. این حرفی است که اغلب تولیدکنندگان میزنند به همین خاطر تولیدکنندگان هم به ژورنالهای خارجی روی میآورند!!!
همه اینها به کنار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در حالی فرهنگسازی پوشش را فریاد میزند که حجم برنامههای جذاب شبکههای خارجی هر روز بیشتر میشود و مخاطبان آن گسترده تر!!!
از همه بدتر این است که همه انتظار داریم که این فضای در هم پیچیده را تنها ارگانی به نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن هم صرفا با برنامههای فرهنگی حل کند!
واقعیت این است که وقتی به این کاموای در هم گره خورده نگاه میکنم یاد ضرب المثل معروف ایرانی میافتم که من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود....
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده